از پدر به پسر(15)
روزایی که خونه ی مادربزرگ رامان هستیم بعضی مواقع که دختر خاله های رامان میخوان سرگرمش کنن موبایلاشون رو روی بازی میزارن و میدن دست رامان که بازی کنه و برای لحظاتی سرگرم بشه.این بازیها مثل قاچ کردن میوه ها رو هوا،کشتن مورچه ها با انگشت دست و ...برای رامان که لمسیه راحت تره اما بازی پرنده ی خشمگین چون باید تیر و کمون و بکشه و رها کنه واسش سخته و نمی تونه اونو خوب کنترل کنه...بعدشم چون من و مادر رامان هم هیچ بازی روی موبایلامون نداریم و تا به حال موبایلامون رو هم دست رامان ندادیم ،مواقعی که خونه هستیم و رامان هوای بازی های موبایل رو می کنه ،می دونه که رو موبایلای ما چیزی دستگیره اش نمیشه .تا اینکه یه روز یه فکری به سرم زد که بازی پرنده ی خشمگین رو واسش عملی کنم ،رامان سه تا از عروسکای پرنده ی خشمگین رو داره (آبی،قرمز و زرد)...رفتم و مکعب های رنگی بازی رامان رو آوردم و روی هم چیدم بعد رامان و صدا زدم که عروسکای پرنده ی خشمگینش رو بیاره و از او خواستم در یه فاصله ی معینی بایسته و سعی کنه با پرتاب عروسکا ،مکعب هایی که رو هم چیده شدند رو روی زمین بریزه (مثل بازی هفت سنگ قدیمی خودمون که خیلی بازی می کردم و دوستش داشتم) ..برنده هم می تونه هر بار رنگ عروسکی باشه که بیشترین ریزش مکعب ها رو داشته باشه..رامان از این بازی خیلی خوشش اومد و بعضی روزا وقتشو صرف این بازی میکنه البته به تنهایی از اون استقبال نمیکنه اما وقتی یکی از ماها باهاش بازی میکنیم حاضر ساعتها این بازی رو ادامه بده..حسن این بازی با تمام هیجان و تمرکزی که داره ، تحرک و پویایی این بازی نسبت به نسخه ی اصلیشه!؟
پسرم رامان
در انتخاب بازیها و سرگرمی های زندگیت دقت کن ..خلاق باش و بازی رو انتخاب کن که بهت انرژی بده و ازش لذت ببری و برای لحظاتی سرخوشت کنه
تولد پسرم رامان بهانه ای شد برای نوشتن، تمرین دوباره زندگی کردن و تجربه کردن و اندیشیدن و... ثبت مراحل رشد فرزندم