هوش مصنوعی


فیلم هوش مصنوعی* که تمام شد از رامان پرسیدم:

اگه من و مامانت اینجا نباشیم و پری مهربون بیاد پیشت و بهت بگه که از بین مامان و بابات کدوم یکی رو برات بیارم ازش کدوممون رو می خوای که واست بیاره؟

رامان بلافاصله گفت: مامانم

با این اوصاف باید در اینجا رو تخته کنم و وبلاگ مادر و پسر رو راه بندازم .

*فیلم هوش مصنوعی از اسپیلبرگ است که شب پنج شنبه بیست و یکم شهریور از تلویزیون ایران پخش شد که خانوادگی و به همراه رامان تا دیر وقت تماشاش کردیم.


این آدمها(2)*


آقای م.گ:متوالد 1375 است.سال دوم رشته ی  انیمیشن هنرستانی که مجوز این رشته را دارد ولی نه امکانات و نه معلم اش را دارد.از طریق معلمش به عنوان کسی که اطلاعات کامپیوترش خوب است به من معرفی شد.روزی که نزدم آمد با او صحبت کردم.چون مدام سرش در اینترنت است ،از دنیای انیمیشن اطلاعات خوبی داشت و به روز و علاقمند بود اما...در صحبتهایش گفت که یکسال رشته ی علوم تجربی خوانده و وقتی فهمیده که رشته ی انیمیشن به هنرستان آمده،انصراف داده است.عشق و علاقه اش قابل تحسین است.می گوید که اشتباه و ضرر نکرده و از تصمیمی که گرفته است راضی است.به او گفتم با این سن و تصمیمی که گرفته حتماً موفق می شود.حالا هر روز کنارم می نشیند و  به پروژه ای که در حال انجامش هستم، نگاه می کند.می دانم که با این جدیت موفق می شود و من هم از او خواسته ام که تیتراژ پایانی مجموعه انیمیشنم را طراحی کند.      

*این آدمها پست جدیدی است در مورد تحلیل رفتار،کردار،گفتار و .. آدمهایی که دور و برم زندگی می کنند و می شناسمشان و واقعی اند،قضاوت نیست ،خوب دیدن آدمهاست برای اینکه رفتارها و گفتارها و کردارهایشان تذکری باشد برای خود من،به نوعی مرور و تلاشی است برای کامل شدن اخلاق و رفتار،آموزش است و یادگرفتن زندگی و مدیریت آن و نکات ظریفی که دوستش دارم.   

این آدمها(1)*

آقای ک.ج: روانشناسی خوانده و بیش از 15 سال است که در کانادا زندگی کرده و مقیم آنجاست و حالا برای همیشه به ایران برگشته است.سر میز شام عروسی کنارم نشسته است،بسته های کوچک نمک و سماق یک بار مصرفش را باز کرده و روی غذایش می ریزد و کاغذ بسته های نمک و سماقش را زیر میزش می اندازد.


*این آدمها پست جدیدی است در مورد تحلیل رفتار،کردار،گفتار و .. آدمهایی که دور و برم زندگی می کنند و می شناسمشان و واقعی اند،قضاوت نیست ،خوب دیدن آدمهاست برای اینکه رفتارها و گفتارها و کردارهایشان تذکری باشد برای خود من،به نوعی مرور و تلاشی است برای کامل شدن اخلاق و رفتار،آموزش است و یادگرفتن زندگی و مدیریت آن و نکات ظریفی که دوستش دارم.   

جادوگر

نقاشی رامان رو ،روی یه تیکه کاغذ کوچولو که روی کف اتاقش افتاده بود دیدم،برش داشتم و نگاش کردم و گفتم: این چیه که کشیدی؟

رامان بدو اومد پیشم و گفت: این جادوگره

از پدر به پسر(16)


وقتی در کنارت هستم، دوستت دارم.

وقتی از تو دور می شوم هر لحظه ،به تعداد نفس هایی که می کشم و برایم عزیزند،تو را بیشتر دوست دارم.

...و این خاصیت فاصله هاست که عطر نفس هایت را،عزیز بودنت را بیشتر می کند.

پسرم رامان

بیا یاد بگیریم که وقتی در کنار هم ایم، بیشتر از نفس هایمان یکدیگر را دوست داشته باشیم.

معرفی کتاب(4)

آن چه که می تواند به زندگی ات معنی و مفهوم ببخشد، وقف خودت در راه دوست داشتن و عشق ورزیدن به دیگران است،وقف خودت به جمعیت اطرافت و وقف خودت به خلق پدیده هایی که به تو انگیزه و مفهوم بدهد.

همه می دانند که خواهند مرد، اما آن را باور ندارند ،اگر باور داشتیم کارها را طور دیگری انجام می دادیم.باور کردن مرگت و آماده کردن خودت برای آن در هر لحظه.این بهتر است.روشی که به حق می تواند تو را در طول زندگی ات کاملاً، درگیر زیستن بکند.

کتاب سه شنبه ها با موری... نویسنده میچ آلبوم ترجمه ی ماندانا قهرمانلو -نشر قطره