من می توانم آزادانه گریه کنم،مردم فکر می کنند چشمانم آب ریزش دارد.

امروز روز پدر است.تا قبل از حمله ی مغزی من،نیازی به جای دادن این تعطیلی ساختگی در تقویم احساسمان نداشتیم.ولی این بار تمام این روز نمادین را با هم گذراندیم تا تاکید کنیم که حتی یک طرح کمرنگ،یک سایه و پاره ی کوچکی از یک پدر،هنوز یک پدر است.

کتاب« پیله و پروانه» ژان دومینیک بوبی - ترجمه ی فریبا تنباکوچی و میچکا سرمدی-نشر چشمه