مورچه ، نان یا امنیت ؟
مورچه ای را ، با آذوقه ای( تکه ای از یک خوردنی) که با خود حمل می کرد ، دیدم . برای چند لحظه با چشم اورا دنبال کردم. آذوقه اش را با دستم گرفته و از دهانش جدا کردم . مورچه که احساس خطر کرده بود ، پا به فرار گذاشت و به سرعتش افزود . با چشم او را دنبال کردم ؛ بیشتر از ده بار آذوقه اش را که در دستم بود ، در مسیر حرکتش قرار دادم ، اما مورچه به سرعت تغییر جهت می داد و از مسیر اصلی اش خارج می شد و به راهش ادامه می داد . تکرار این عمل از جانب من ، مورچه و نهایتا مرا کلافه کرد ،اما مورچه با سرعت بیشتری تغییر مسیر می داد و سعی می کرد از محل دور شود و بالاخره بدون آذوقه از آنجا دور شد. تمام موی بدنم سیخ شد ؛ برای مورچه ها هم امنیت از نان شب ، ضروری تر به نظر میرسد ؟؟؟
تولد پسرم رامان بهانه ای شد برای نوشتن، تمرین دوباره زندگی کردن و تجربه کردن و اندیشیدن و... ثبت مراحل رشد فرزندم