پیرمرد این صحنه رو دید و گفت: تازه این اولشه.

رامان بغلم بود و پیاده داشتیم از بهار شمالی به سمت بهار جنوبی می رفتیم.رامان تو بغلم بازیگوشی می کرد و زیاد تکون می خورد و آرام و قرار نداشت و شیطنت می کرد.سرش رو به سمت صورت من برگردوند و لبه ی کلاهش به چشمم برخورد کرد و من سریع سرم رو عقب کشیدم  و با دست چشمم رو گرفتم که پیرمرد جلوی مغازه با دیدن این صحنه گفت: تازه این اولشه...همونطور که سرم رو عقب کشیده بودم نگاهی به پیرمرد کردم و نیشخندی زدم و به جمله ای که گفته بود فکر کردم.

این اولشه که چی؟

اینکه وقتی بزرگ و بزرگتر شد قراره عصای دست ما بشه که نمیشه.

اینکه وقتی بزرگ شد بایستی از ما مراقبت و پرستاری کنه که نمی کنه.

اینکه وقتی بزرگ شد تو رومون می ایسته و جوابمون رو میده.

اینکه وقتی بزرگ شد به ما بی احترامی می کنه.

اینکه وقتی بزرگ شد ما رو تنها میزاره و فراموش می کنه و همین جوری میزنه میره.

اینکه وقتی بزرگ شد قدر تموم زحمتهایی که واسش کشیدیم و شب نخوابی هامون و خرجایی که واسش کردیم رو نمیدونه.

اینکه وقتی بزرگ و بزرگتر شد ، دردسراشم بیشتر و بیشتر می شه ولی اون اینارو نمیدونه.

اینکه وقتی بزرگ شد حرف حرفه خودشه و مارو به هیچی حسابم نمی کنه.

اینکه وقتی بزرگ شد دنبال زندگیش میره و انگار بچه ی ما هم نبوده.

اینکه وقتی بزرگ شد جواب حرف حساب ما رو نمیده و کار خودش رو میکنه.

اینکه وقتی بزرگ شد نمی دونه که چقدر نگرانشیم.

اینکه تا وقتی  که بزرگ بشه کلی باید دنبال کاراش باشیم و وقتی کاره ای شد انگار نه انگار که کاری واسشم کردیم.

اینکه تا وقتی  که بزرگ بشه کلی دردسر و تر و خشک کردن داره و اون با کمال پررویی میگه که وظیفه تونه و میخواستین بچه دار نشین.

اینکه وقتی بزرگ شد همیشه چشم به راهشیم و با دیدنش خوشحال میشیم ولی اون انگار نه انگار و اینو نمی فهمه و همیشه میزنه تو ذوقمون.

اینکه وقتی بزرگ شد .......

انگار نمی خواد بفهمه که تا اینجاش چقدر دردسر داشته..

راستی خود ما چه گلی به سر پدر و مادرامون زدیم؟همه ی انتظارات بالا رو برآورده کردیم یا نه؟

اینجاست که پدر و مادرا میخوان که بچه شون برگرده به همون روزای اولش..همون روزایی که تازه اولش بود و بگن که ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدی و همونطور کوچیک بودی و ...

 

رامان عزیز

امیدوارم من و تو انتظارات پدر و پسر(پدر و فرزند) بودن همدیگه رو بفهمیم و شرایط همدیگه رو درک کنیم و بیشتر از اون انتظار از هم نداشته باشیم ..اینو بفهمیم که هر دومون دو تا آدمیم با دنیاهای خودمون و جهانی از چیزها که به خودمون اختصاص دادیم ، که توش پر از علاقه،دلبستگی،کار،تنهایی،آرامش،تفکر،انرژی،زیبایی،دوست داشتن ها و ارزشها و....است برای زندگی کردن و سکونت داشتن توی این کره ی خاکی ،همین.