از پدر به پسر(13)
زنجیرها با حلقه هایشان معنی زنجیر می دهند و یکی می شوند،با اتصال یک حلقه با دیگری و الی آخر... زنجیر معنا پیدا می کند، دور یا نزدیک مهم نیست، هر جا که باشی خودت را به ما می رسانی و سرت را بین پاهایمان فرو می کنی و فاصله ایجاد می کنی ،فاصله ای که خودت دوباره آن را با در آغوش گرفتن تو توسط من و مادرت پر می کنی و با بی زبانی می گویی : من هم هستم و تو از دو طرف توسط من و مادرت غرق در بوسه می شوی.انگار آن را می فهمی.
بوسه،آغوش و دوست داشتن را می گویم، که گویی بدون حلقه هایشان که ما آدمها باشیم معنی نمی دهند و یکی نمی شوند.
بوسه،آغوش و دوست داشتن را قبل از یک سالگی ات فهمیدی ؛ هر چند من معتقدم که تو آنها را از بدو تولدت احساس کرده ای و شاید بعدها با رشد جسمی ات شکل بصری آنها برای دیدگان ما ملموس تر شده است.
پسرم
بوسه،آغوش و دوست داشتن از لحظه های ناب عشقند که خداوند به ما انسانها ارزانی داشته تا در ایجاد لحظه های ناب و حفظ ارزشهای انسانیمان، زندگی را زیبا جلوه دهیم.پس هر انسانی که متولد می شود در خلق چنین لحظاتی برای زیباتر کردن زندگی سهم دارد پس مراقب سهم خودت باش که آن را زشت و خارج از انسانیت نشان ندهی چرا که دنیا برای زیباترشدن به چنین لحظاتی نیاز دارد.
تولد پسرم رامان بهانه ای شد برای نوشتن، تمرین دوباره زندگی کردن و تجربه کردن و اندیشیدن و... ثبت مراحل رشد فرزندم