دوم خرداد هشتاد ونه یعنی حدوداً سه هفته بعد از سردرآوردن اولین دندانهایت ، به اصرار مادرت و مخالفت من،مادرت به رسم قدیم آش گندم محلی (دانوله) را برایت پخت و شب هنگام من و مادرت بین فامیل و دوستان درجه ی یک و همسایه ها با ماشین توزیع کردیم.آن شب تو را به دایی بزرگت سپردیم. به رسم قدیم وقتی کودکی اولین دندانهایش بیرون می آید، آش گندمی پخته می شود و در بین فامیل و آشنایان توزیع می شود، آنها نیز به رسم قدیم هدایایی را داخل ظرف آش البته اگر یکبار مصرف نباشد می گذارند. رسم جالبی است و آدم را یاد جوراب کریسمس  و هدایای بابانویل می اندازد.برای تو نیز هدایایی آمد..پول، عروسک و ماشین اسباب بازی ، صابون و دستمال فشرده، تی شرت و شورت  و حتی یک بسته قاشق چایخوری و.. پسرم روزهای مهم زندگی ات را فراموش نکن و برای خودت هدیه ای بخر و آن روز را آنگونه که دوست داری لذت ببر...روزهای مهم مثل تولدها ، سالگردهاو موفقیت ها و...همچنین کسانی که برای تو عزیز هستند را فراموش نکن  و در حد توانت برای آنها هدیه ای تهیه کن، در غیر اینصورت روز مهم زندگیشان را یادآوری کن و خودت را در آن روزشان سهیم بدان..اینگونه حس خوبی خواهی داشت و از خودت و رفتارت لذت خواهی برد...اینگونه آنها نیز سعی می کنند تو را فراموش نکنند.