پوست اندازی
پزشک اطفال که قرار بود رامان رو ختنه کنه همون ابتدا از همسرم پرسید:اگه طاقت دیدن ختنه ی پسرت رو نداری بهتره بیرون منتظر باشی.. چون به مادرا اجازه نمی دم داخل باشن.اما همسرم گفت که مشکلی نداره...رامان هم نامردی نکرد و در همون ابتدای کار می خواست با جیش کردن به دست و سینه ی پزشک ، اونو خلع سلاح کنه که تاثیری نداشت.
بیست و پنج روز بعد از تولد رامان یعنی روز چهارشنبه چهارم شهریور حول و حوش ساعت دو و نیم ، سه بعد از ظهر رامان ختنه شد.من و مادرش شاهد جدا کردن اون چند گرم پوست اضافه بودیم.رامان از درد یه ریز گریه می کرد.دیدن این صحنه برای پدر و مادرها زجرآوره. انگار دارن جلوی چشات بچه ات رو شکنجه می دن.اما ارزش یه شکل و فرم تازه رو داشت.
پوست اندازی آلت تناسلی جنس مذکر! یه جورایی پوست اندازی با کمک چاقوی جراحی بود.یه جور تازه شدن .. یه جور آماده شدن.
تولد پسرم رامان بهانه ای شد برای نوشتن، تمرین دوباره زندگی کردن و تجربه کردن و اندیشیدن و... ثبت مراحل رشد فرزندم