خانم ک.ق: چهل و چند ساله و با تیپ و ظاهری زیبا و جذاب. سالهاست که به همراه خانواده ی چهار نفرشان در یکی از بزرگترین شهرهای ایران زندگی می کند. اگر اشتباه نکنم تحصیلاتش تا مقطع کاردانی است. چند شب پیش به اتفاق خانواده و ایشان و ...در پارک قدم می زدیم و بعد از خوردن کلوچه شورمزه(کلوچه ای سنتی با نخود و فلفل و ...و همراهی یک لیوان دوغ) متوجه ی انداختن کاغذ دورپیچ کلوچه و نایلون فریزری که کلوچه در آن بود به پشت صندلی سیمانی ای که رویش نشسته بود شدم. تصویر در ذهنم ماند که بپرسم چرا؟ سطل آشغال با ما فاصله ی چندانی نداشت اما انگار چنین فرهنگی سالهاست که از ما فاصله دارد و درونی نمی شود.

*این آدمها پست جدیدی است در مورد تحلیل رفتار،کردار،گفتار و .. آدمهایی که دور و برم زندگی می کنند و می شناسمشان و واقعی اند،قضاوت نیست ،خوب دیدن آدمهاست برای اینکه رفتارها و گفتارها و کردارهایشان تذکری باشد برای خود من،به نوعی مرور و تلاشی است برای کامل شدن اخلاق و رفتار،آموزش است و یادگرفتن زندگی و مدیریت آن و نکات ظریفی که دوستش دارم.