خورشید یا ماه؟
شب بود و مثل همیشه دیر وقت.به رامان گفتیم که باید بره بخوابه.رامان بعد از کلی مقاومت و گریه کردن و اینکه میخواد بازی کنه و ... بالاخره دستشویی رفتن آخر شبش ،برای خوردن آب به آشپزخونه رفت.
گفت:نمی دونم چرا خورشید زود در نمی آد.
گفتم:چرا دوست داری که خورشید زود در بیاد؟
گفت:دوست دارم
گفتم:خورشید و دوست داری یا ماه رو؟
جوابی نداد و به اتاقش رفت.مامانش بهش گفت که به بابا بگو شب بخیر.
...و رامان با صدای بلند از توی اتاقش گفت: شب بخیر
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 10:51 توسط پژمان علی پور
|
تولد پسرم رامان بهانه ای شد برای نوشتن، تمرین دوباره زندگی کردن و تجربه کردن و اندیشیدن و... ثبت مراحل رشد فرزندم