روزنگارهای پژمان و رامان

«بِ وَه»

 اولین کلمه ای بود که رامان به زبان آورد و یاد گرفت که نباید به بعضی چیزها دست بزند چون خطرناکند و صدمه می زنند،نباید هر کاری کرد،به هر کس و هر چیز نباید نزدیک شد و اینگونه آموخت و می آموزد که آزادی و حریم اش یعنی چه ؟محافظه کاری یعنی چه؟ممنوع بودن یعنی چه؟اینکه نباید هر چیزی را به زبان آورد چون آن نیز صدمه می زند و می آموزد که این کلمه همیشه با او خواهد بود و خیلی وقت است که بر در و دیوار شهر حک شده است و او را پس می زند.

 « بابا – ماما - کاکه(به زبان کردی و برای احترام به افرادی غیر از پدر و مادر و بزرگتر از شخص گوینده استفاده می شود)* – مامه(به زبان کردی همان عموست) – بَ بَ(بچه ها) – بابه(نسخه ی دیگری از بابا به زبان کردی) – سایدا(نام دختر عمویش) – نانین(نارین دختر عمه اش) – پیشی (پیشوا پسر دایی اش)-شادیه(شادی خاله اش) – ننه (مادربزرگ هایش و هر پیرزنی که می بیند)– مامی - می می( نرمین دختر خاله اش) – دایه(نسخه ی دیگری از ماما به زبان کردی)-بَه(بهار اسم مادرش) »

اینها کلماتی بودند که با آنها ، آدمها را صدا می زند.

 « ممه(شیر مادرش)-آب- نمه و نم نم(هر چیز خوردنی و تنقلات)- نان – گوگو و اَ اَ(کار سنگین دستشویی اش)- لالی و لا لا(خوابیدن) - پی پی(کار سبک دستشویی اش)- جوز (به زبان کردی گردو است و رامان علاوه بر گردو به بادام هم جوز می گوید)»

این کلمات نیاز های روزمره اش بودند.

 « ماع(گاو) – پیشی(گربه)- جوجو(جوجه و مرغ و خروس و پرندگان)- کواک کواک(اردک و غاز و ..و عروسک اردکش)-بعععع(گوسفند)-عو عو(سگ)»

اینها کلماتی بودند که با آنها حیوانات را می شناسد.

 « پو(کَپو به زبان کردی بینی است که رامان پو اش را می گوید)- جو(به زبان کردی گوش است)-مو- چاک(چاو به زبان کردی چشم است که رامان به آن چاک می گوید)-پَ پَ (پا)-چَ چَ (دست)- ممه(پستان)»

اینها نیز اعضای بدنش هستند.

 « توپ – تاب تاب – لو لولو  لولو (قسمتی از یک ترانه وآهنگ از نازدار خواننده ی  کردی است که رامان آن را دوست دارد و با آن پایکوبی می کند و می رقصد) – ناک( لحظاتی که از مبلها بالا می رود و با بالش و پتو بازی می کندو خودش را روی آنها می اندازد از این کلمه استفاده می کند) –گول(منظور گل فوتبال است)»

اینها کلمات بازی رامانند.

« الو(تلفن و موبایل)- کلاو(به زبان کردی کلاه است)-دو(قلم و مداد-نت دو که از من و مادرش به هنگام تمرین موسیقی زیاد شنیده است)- گل – دی دی (ماشین)- پوه(عروسک خرسش که کارکتر پوه است)-پوشاک-تبتی(کامپیوتر)»

اینها اشیایی است که می تواند اسم شان را به زبان بیاورد.

«دانگ(کلمه ای که وقتی ضربه ای به سرش می خورد با حالت خنده می گوید )-اووووَه(خرابکاری و کارهای بد)-نای نی(دای نه به زبان کردی یعنی آنچه که در دست داری سر جایش بزار که رامان با این کلمه ما رابرای گذاشتن خیلی چیزها سر جایشان  زیاد بازی می دهد)- سلام- اَوه ( یعنی این)-باک باک(قسمتی از آهنگ و ترانه ی تارکان خواننده ترکیه که دختر خاله اش بدون حضور ما برایش گذاشته بود که بشنود)-به به –سرده- داغه – کوا(به زبان کردی یعنی کجا؟)- پیسَ(کثیفه) – شووشوو(حمام کردن)-ی( عدد یک)–دو(عدد دو)- سه – کوکو – لوبَ ( تبلیغات تلویزیون)- دمو – یا الله – الله»

اینها نیز کلماتی هستند که او را با افعال ، مذهب ، اخلاق و احساس و..آشنا کرده است.

در بین این کلمات بعضی تاریخ شان ثبت شده مثل کوا(20/1/1390)-کاکه(19/10/1389)-دایه(11/8/1389)-الو(20/7/1389) و اولین جمله ای که رامان در حین بازی به زبان آورده توپ َ گول هستش(یعنی توپی که گل شده است) .

  بعد از گذشت یک سال و هشت ماه از تولد رامان  و یادداشت کلماتی که رامان می تواند به زبان بیاورد و تا حدودی منظورش را بیان کند(البته خیلی چیزها را می فهمد اما نمی تواند به زبان بیاورد ) می توان گفت که محدوده ی کلمات رامان به چند دسته قابل تقسیم است.

کلمه ی ممنوعه – اسامی آدمها-اشیا – حیوانات- اعضای بدنش-نیازهایش-بازی ها و سرگرمی هایش -دین و مذهب-احساساتش- اخلاق و رفتار  و خیلی چیزهای دیگری که می آموزد،چیزهایی که در کنار این لیست سالیان سال است که ما آدم بزرگها را به خودش مشغول کرده و در گرداب آنها ذهنمان درگیر است که خودمان و دنیایمان را بشناسیم که شاید چیزی به آنها اضافه کنیم ،اصلاحشان کنیم ، زندگی کنیم.به هر حال هر چه که هست تلاشی است انسانی.  

 

*چون مادر رامان کرد زبان می باشد و فعلاً در شهری کرد زبان زندگی می کنیم طبیعی است که خیلی از کلمات رامان کردی باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 14:57  توسط پژمان علی پور  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 2:8  توسط پژمان علی پور  |